سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
قمه‏زنی سنت یا بدعت؟
قرآن را فرا گیرید که بهترین سخن است و در آن تفقّه کنید که بهار دلهاست واز روشنی آن شفا بجویید که شفای سینه هاست . [امام علی علیه السلام]
 

شنبه 12 فروردین 91 , ساعت 12:57 عصر

 


به جدم حرام زاده است


متاسفانه بعضی از کسانی که نظر خویش را در وبلاگ اعلام می نمایند-و در عین حال، خود را عالم و مُصاب به حق و شیعه واقعی دانسته و ما را ضال و گمراه بلکه کافر و معاند و وهابی می‌دانند- هنگامی که در بحث و گفتگو مغلوب می شوند،از بابی دیگر وارد شده و می‌گویند: شما بایدبه نطفه‌ی خویش مراجعه کنید! و توهین های دیگری که زبان از گفتن آن شرمنده است و حیا دارد.


از باب مطایبه و به مناسبت ایام، دو لطیفه نقل می کنم که به گونه ای جواب ایشان نیز می باشد. لازم به توضیح است که این دو لطیفه از کتابی که اخیرا توسط حقیر با نام «لطیفه های اسلامی» منتشر گردیده است، نقل می‌شود:




به جدم حرام زاده است  


سیدی روضه خوان که تا اندازه ای ساده بود، روزی بالای منبر سخنرانی می‌کرد. شخصی از شنوندگان در آن حال از او پرسید که اگر کسی در حال نماز شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت تکلیفش چیست؟ سید که جواب مسئله را نمی‌دانست، گفت: برای اینکه یادش بیاید باید بلند بگوید: «یا حسین» اگر یادش نیامد دفعه‌ دیگر بلندتر بگوید، اگر یادش نیامد دفعه سوم بلندتر از دو دفعه قبل بگوید: «یا حسین» که قطعاً یادش خواهد آمد و اگر یادش نیامد به جدم حرام زاده است!




پدرسوخته‌ها 


گویند روزی روضه خوانی روضه می‌خواند و می‌گفت: حضرت اباعبدالله، علیه‌السلام، به میدان رفت و یکصد هزار از لشکریان یزید را به جهنم فرستاد. حضرت علی اکبر، علیه‌السلام، رفت و 40 هزار را کشت و حضرت ابالفضل، علیه‌السلام،20 هزار و همین‌طور ادامه داد. شخصی از پای منبر با صدای بلند گفت: جناب اینکه از 200 هزار هم بالاتر رفت. لشکریان یزید که این تعداد نبودند. روضه خوان گفت: بگذار بکشند این پدر سوخته‌ها را!




منبع: کتاب لطیفه اسلامی، مهدی مسائلی، انتشارات وثوق، قم بهار 1391



توضیحی در مورد کتاب:(این مجموعه، منتخبی از جذاب‌ترین و شیرین‌ترین لطیفه‌ها و طنزنوشته‌های فرهنگ و تمدن اسلامی است که با رجوع به کُتب اصیل و منابع گوناگون فرهنگ و ادب اسلامی گردآوری شده است.



در گردآوری و انتخاب این لطیفه‌ها علاوه بر در نظر گرفتن محتوای سالم و سازنده، داشتن مضمونی جذّاب و شیرین یکی از ارکان گزینشِ نویسنده بوده است. این کتاب در سه فصل تنظیم گردیده است که لطیفه‌های آن به شرح زیر است:



فصل اول:لطیفه‌های این فصل، به اصناف و گروه‌های مختلفی از مردم اختصاص یافته است که هیچ‌کدام از جهتِ نوعشان دارای صفتِ بدی نیستند.



فصل دوم:لطیفه‌های این فصل به اصناف و گروه‌هایی اختصاص یافته که دارای صفاتی ناپسند و مذموم می‌باشند.



فصل سوم:لطیفه‌های این فصل به طنزهای مرتبط به آموزه‌های دینی اختصاص یافته است. 



این کتاب در 384 صفحه در بهار امسال توسط نتشارا وثوق منتشر گردیده و اختیار مخاطبین مذهبی قرار گرفته است.)



برای تهیه این کتاب می توانید به آدرس‌های:


اصفهان: 1. ابتدای خیابان پنج رمضان کتابفروشی امام خمینی 2. خیابان حافظ، کتاب فروشی مرکز مدیریت حوزه علمیه اصفهان



قم: انتشارات وثوق، تلفن:7735700(0251)



مشهد: چهارراه شهدا، روبروی شیرازی14، پاساژ رحیم پور، کتاب آفتاب، تلفن:2222204(0511)



مراجعه کنید و یا مبلغ: 7000 تومان(5000 تومان بابت کتاب با تخفیف30 درصد و 2000 تومان جهت پست) به شماره کارت بانک ملی:6037991078623158 به نام مهدی مسائلی واریز نمائید. و سپس نام و آدرس خویش را قسمت نظرات به صورت خصوصی و یا به ایمیل:Mahdi.noor@gmail.com      ارسال نمائید تا کتاب برای شما پست گردد.(لطفا در ایمیل ساعت و روزی که پول واریز شده قید گردد.))


سایر کُتُب حقیر را نیز می توانید به همین روش تهیه فرمائید.
  


 


سه شنبه 11 بهمن 90 , ساعت 8:12 عصر
نهم ربیع جهالت‌ها خسارت‌ها

متأسفانه هرساله روز نهم‌ربیع‌الاوّل، در فاصله‌ای اندک از هفته‌ای که نام وحدت اسلامی را بر دوش می‌کشد، به فرصتی برای دشمنان امّت اسلامی تبدیل می‌‌شود تا به وسیله جهالت عدّه‌ای خاص، وحدت و انسجام مسلمین را هدف قرار داده و با ایجاد تفرقه میان آنان، به اهداف شوم خود نزدیک‌تر شوند.


از این‌رو در این نوشتار کوتاه سعی بر آن داریم تا گوشه‌هایی از خسارت‌های شکل گرفته از جهالت‌های این روز را به تصویر کشیم.


روز نهم ربیع


روز نهم‌ربیع‌الاوّل در فرهنگ عوام شیعه، به روز کشته شدن خلیفه دوّم شهرت یافته است. آنها این امر را مسلّم می‌دانند که در چنین روزی خلیفه دوّم به دست مردی ایرانی به نام ابولؤلؤ مجروح و مقتول می‌گردد. داستان‌ها و افسانه‌های بسیاری نیز در این‌باره میان آنها رواج یافته که بیشتر آنها را می‌توان ساخته و پرداخته فرهنگ عوام دانست. ولی با این حال در این میان دست‌های مشکوکی نیز بوده‌اند که همواره خواسته‌اند به این قضیه دامن زده و آن را از اعتقادات شیعه به شمار آورند.


اما با رجوع به کتاب‌های تاریخی و بررسی آنها به این حقیقت خواهیم رسید که تمامی آنها به اتفاق ماه ذی‌الحجه را به عنوان مَقْتَل خلیفه دوّم معرفی نموده‌اند و با اندکی اختلاف در روز آن، دوشنبه یا چهارشنبه،26 یا 27 ذی‌الحجه را به عنوان روز مجروح شدن خلیفه دوّم شناخته‌اند. به‌گونه‌ای که می‌توان گفت وقوع این حادثه در این ماه از امور قطعی و متواتر در نزد تاریخ‌نویسان بوده است. (برای مشاهده اسناد این کتابها نگاه شود به: کتاب نهم ربیع جهالتها خسارتها، مهدی مسائلی، ص 10-13).


علاوه بر اجماع تاریخ‌نویسان بر وقوع قتل خلیفه دوّم در ماه ذی‌الحجه، بسیاری از بزرگان و علمای شیعه نیز در هنگام بحث از کشته شدن خلیفه دوّم تاریخ آن را در ماه ذی‌الحجه دانسته‌اند به گونه‌ای که حتی بعضی از آنان با تصریح به نادرست بودن نسبت روز نهم‌ربیع به روز کشته شدن خلیفه دوّم، اجماع شیعه و سنی را بر وقوع این حادثه در ماه ذی‌الحجه یافته‌اند. که تعدادی از این بزرگان عبارتند از: شیخ مفید، ابن ادریس حلی، سید بن طاووس، شیخ ابراهیم بن علی کفعمی و علامه‌ی حلی و ...(قدس الله اسرارهم) (برای مشاهده عبارات این بزرگان نگاه شود به: کتاب نهم ربیع جهالتها خسارتها، مهدی مسائلی، ص 14-20).


روایت نهم‌ربیع 


همان‌گونه که گفته شد تمامی مورخان شیعه و سنی اذعان دارند که قتل خلیفه دوّم در اواخر ذی‌الحجه سال 23 هجری بوده است. از این جهت باید دانست که چه چیزی باعث شده تا بعضی این روز را به عنوان روز قتل خلیفه بشناسند. با مراجعه به نقل قول‌ها استفاده می‌شود که رأی نهم‌ربیع مستندی به جز روایتی مشهور به «رفع القلم» ندارد. که این روایت نیز علاوه بر آنکه دارای سندی سست و ضعیف می‌باشد دارای متنی موهن و غیر قابل قبول است. (برای بررسی سایر موارد نادرستی که در این روایت موهن وجود دارد نگاه شود به: کتاب نهم ربیع جهالتها خسارتها، مهدی مسائلی، ص 34-41 ).


همچنان‌که آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی درباره‌ی این روایت می‌فرمایند: «روایت علی بن مظاهر، از نظر متن و سند ضعیف است و آن را در کتب معتبر و اصیل شیعه نیافتیم، هم‌چنان‌که شناختی نسبت به علی بن مظاهر که از علماء شیعه به حساب آورده شده وجود ندارد، و وجود چنین روایات مجهولی در مجامع بزرگ حدیثی شیعه، که مؤلفِ آنها صرفاً برای جمع‌آوری اخبار و بدون بررسی اعتبار سند و متن آنها همت گماشته است، چندان بعید نیست» (نهم ربیع جهالتها خسارتها، مهدی مسائلی، ص 41)


متأسفانه جاعلان این روایت برای نشان دادن فضیلت نهم ربیع مطلب دروغی را از زبان پیامبراکرم، صلی‌الله علیه وآله، به خدای متعال این چنین ساخته‌اند که: «به فرشتگان نویسنده‌ی اعمال دستور دادم به مدت سه روز قلم را از همه‌ی مردم بردارند و چیزی از گناهان آنان را ننویسند». این جمله که به وسیله‌ای به دست افراد لااُبالی تبدیل شده است تا حرمت بندگی خداوند را شکسته و هرآن‌چه می‌خواهند در این ایّام انجام دهند، علاوه بر آن‌که با صریح آیاتی از قرآن مانند: «ومَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شراً یَرَهُ» (زلزال:8.) مخالفت دارد با قوانین و سنن الهی نیز مغایر بوده و مخالف حکم بدیهی عقل هم است.


آیا برداشتن تکلیف از بندگان به معنای ایجاد هرج و مرج، برخلاف شیوه‌های اهل‌بیت، علیهم‌السلام، در تربیت بندگان خدا و دوستان خود نمی‌باشد؟ آیا امکان دارد از بزرگوارانی که می‌فرمودند: «ما من نکبة یصیب العبد إلاّ بذنب»؛ «هیچ نکبت و مصیبتی به بنده نمی‌رسد مگر به خاطر گناه» چنین کلماتی صادر شود. چه ظلم و خیانتی بالاتر از آن‌که این جملات را به بزرگانی نسبت دهیم که همواره می‌فرمودند: «لاتنالُ ولایتنا الاّ بالعَمَلِ والوَرع»؛ «به ولایت ما نتوان رسید جز با عمل نیک و پرهیزکاری و دوری از گناه». جای شگفت و تأسف است که چگونه بعضی تمامی تعلیمات الهی قرآن و اهل‌بیت، علیهم‌السلام، را به کناری می‌نهند و این‌گونه با تمسک به این روایات جعلی، پرده‌های حیا را دریده و مرتکب اعمالی می‌شوند که از شأن و منزلت هر فرد مسلمان و مؤمن به خدا خارج است. امّا شگفت‌تر آن‌که در این میان افرادی نیز یافت می‌شوند که درصدد توجیه این جهالت‌ها برآمده و پرده‌دری‌های دیگران را این‌گونه توجیه می‌نمایند.


این نکته‌ای است که مورد هشدار بسیاری از بزرگان و مراجع قرار گرفته است. همچنان‌که آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پاسخ به استفتائی در مورد روز نهم ربیع می‌فرمایند: روایتی با عنوان رفع قلم در آن ایّام مخصوص در منابع معتبر نداریم. و ثانیاً: بر فرض چنین چیزی باشد که نیست مخالف کتاب و سنت است و چنین روایتی قابل پذیرفتن نیست و حرام و گناه در هیچ زمانی مجاز نیست هم‌چنین سخنان رکیک و کارهای زشت دیگر. و ثالثاً: تولّی و تبرّی راه‌های صحیحی دارد نه این راه‌های خلاف.


همچنین آیت الله العظمی تبریزی(قدس سره) نیز در جواب سؤالی پیرامون این روایت می‌فرمایند: بسمه‌تعالى؛ روایت مزبور صحیح نیست و فرقى بین ایّام نیست و معصیت، معصیت است، والله العالم.


آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(قدس سره) نیز در جواب سؤالی می‌فرمایند: حدیث رفع القلم صحیح نیست، بلکه هر مسلمانی موظف به انجام واجبات دینی بوده و فرقی در ایّام سال نسبت به آن وجود ندارد، و انجام اعمالی که موجب تفرقه مسلمین یا وهن شیعه شود جایز نیست. (برای مشاهده پاسخ‌های مراجع بزرگوار دیگر همچون آیات عظام بهجت، خامنه‌ای، نوری همدانی، روحانی، مصباح، موسوی اردبیلی و... نگاه کنید به: نهم ربیع جهالت‌ها خسارت‌ها، مهدی مسائلی، ص 103-119)


جهالتها خسارتها


از همه آنچه که گفتیم اگر بگذریم، متأسفانه در جشن‌هایی که در این روز با شعار تبری و بیزاری از دشمنان اهل بیت علیهم السلام شکل می‌گیرد شاهد نمایش حرکاتی و گفتارهایی هستیم که دل اهل بیت علیهم ‌اسلام را می‌آزارد. ایجاد تفرقه و اختلاف بین مسلمین آن هم با اسم هواداری از اهل‌بیت علیهم السلام مسأله‌ای است که هیچ‌گاه ایشان به آن راضی نبوده‌اند. از همین روست که وقتی به نام ابراهیم بن ابی محمود به امام رضا، علیه‌السلام، می‌گوید: یا ابن رسول الله! نزد ما از روایات مخالفین شما در فضائل امیرالمؤمنین، علیه‌السلام، و شما خاندان روایاتی هست که امثال آن را در بین روایات شما نمی‌بینیم، آیا به آنان معتقد شویم؟ حضرت پس از توجه و تنبه دادن وی به گوش فراندادن و پیروی نکردن از هر سخنی فرمودند: ای ابن ابی‌محمود! مخالفین ما سه نوع خبر در فضائل ما جعل کرده‌اند:1. غلو، 2. کوتاهی در حقّ ما، 3. تصریح به بدی‌های دشمنان ما، و دشنام به آنان.  وقتی مردم اخبار غلوّ آن دسته را می‌شنوند ما را تکفیر می‌کنند و می‌گویند: شیعه قائل به ربوبیّت ائمه‌ی خود می‌باشد. و وقتی کوتاهی در حقّ ما را می‌شنوند، به آن معتقد می‌شوند، و وقتی بدی‌‌های دشمنان ما و دشنام به آنان را می‌شنوند، ما را دشنام می‌دهند. و حال آن که خداوند می‌فرماید: «وَ لا تَسبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیَسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ؛ شما مؤمنان به آنان‌که غیر خدا را می‌خوانند دشنام مدهید تا مبادا آن‌ها از روى دشمنى و نادانى خدا را دشنام گویند».


همچنین در روایتی دیگر نیز امام صادق، علیه‌السلام، هنگامی آگاه می‌شوند مردی در مسجد آشکارا به دشمنانشان توهین می‌کند، می‌فرمایند: «او را چه شده است؟ خدا لعنتش کند، با این کار ما را در معرض اذیت قرار می‌دهد.


آری توهین و لعن بعضی از شیعیان نسبت به مقدّسات اهل تسنن را می‌توان عامل اصلی تشدید بسیاری از اختلافات مذهبی و فرقه‌ای در جهان اسلام دانست. که متأسفانه این رفتار علاوه بر مخالفت صریح با کلام و سیره‌ی عملی ائمه، علیهم‌السلام، امروز از هر جهت مخالف مصالح شیعیان و مسلمانان بوده و سودی جز تقویت جبهه‌ی دشمنان اسلام ندارد. برای دقت  بیشتر در این موضوع توجه به مربوط به بیش از چهار قرن پیش یعنی زمانی که ارتباطات بسیار محدود بوده است جلب می‌نماییم:


صاحب قصص العلماء، میرزا محمد تنکابنی، می‌نویسد:«[در زمان محقق کرکی] علمای شیعه که در مکّه بودند به علماء اصفهان نوشتند، یعنی به ارباب محراب‌ها و منبر‌ها، که شما سب [=دشنام]می‌نمایید متخلفین را در اصفهان، و ما در حرمین شریفین می‌باشیم و ما را عامه به سبب این سب عذاب و سیاست می‌نمایند...»[انکم تسبون ائمتهم فی اصفهان و نحن فی الحرمین نعذب بذلک العن و السب]


این‌ که ما ظالمان به حق اهل‌بیت، علیهم‌السلام، را مستحق لعن می‌دانیم و در زیارت عاشورا به لعن آن‌ها می‌پردازیم، جای تردیدی در آن نیست، خود اهل سنت هم مایلند، ظالمان به اهل‌بیت، علیهم‌السلام، را لعنت کنند، اما این‌ که مراسمی خاص پیرامون این موضوع تشکیل شود و با تصریح به نام افرادی آن‌ها را مخاطب لعن خویش قرار دهیم، باز هم خودْفریبی است که ما را در دامان دشمنانِ اسلام می‌اندازد؛ چون بخش عمده ثمره برگزاری این مراسم اعلام عمومیِ آن، برای تبلیغات هدفمند است، به گونه‌ای که حتی اگر خود مراسم در خفا برگزار شود، خبر آن، اثر خود را خواهد گذاشت.  به هر حال در دنیای امروز که کار غیرشرعی هم در موبایل‌ها می‌چرخد، این کارها جای خود دارد، ده‌ها سایت وهابی در حال حاضر مشغول اشاعه این فیلم‌ها هستند، و برگزار کنندگان این مراسم در قبال تخریب وجهه آل بیت و رسالت رسول الله، صلی الله علیه و آ له، و جلوگیری از پیشرفت آن مسئولند. متأسفانه امروز این تصاویر و فیلم‌ها دست‌آویزهائی برای دور نگاه داشتن ملت‌های سنی از حقیقت رسالت رسول الله، صلی‌الله علیه و آ له، است؛ این تصاویر دست‌آویزهائی است برای قتل شیعیان عراق، پاکستان و...، یک استشهادی وهابی با این تصاویر روزانه ده‌ها شیعه می‌کشد، خود را فریب ندهیم، ما در مقابل اعمال خود مسئولیم و بی‌تفاوتی نسبت به اثرات این مراسم، قطعا عقاب اخروی خواهد داشت. چنان‌چه حضرت امام باقر، علیه‌السلام، مى‌فرمایند: بنده خدا روز قیامت محشور شود و (با این‌ که در دنیا) دستش به خونى آلوده نشده (و خونى نریخته) به اندازه یک حجامت یا بیشتر خون به او بدهند و بگویند: این سهم تو است از خون فلان کس؟ عرض می‌کند: پروردگارا تو خود می‌دانی که همانا جان مرا گرفتى (و در آن حال) من خون کسى را نریخته بودم (و هیچ خونى به گردنم نبود؟) خداوند فرماید: آرى تو از فلانى روایتى چنین و چنان شنیدى و به ضرر او بازگو کردى، پس زبان به زبان به فلان جبار(و ستمکار) رسید و بدان روایت او را کشت، و این بهره‌ی تو از خون اوست. (اصول کافی، شیخ کلینی،  ج4، ص77)


در اینجا نمونه‌ای دیگر حوادث ناگوار که از بی‌موالاتی و بی‌بصیرتی بعضی رقم می‌خورد را بخوانید:


حضرت آیت الله العظمی مظاهری در نقل خاطره‌ای از استادشان آیت الله مرعشی نجفی می‌فرمایند:


«خدا رحمتش‌ کند، درجاتش‌ عالیست، عالی‌تر کند، مرحوم‌ آیت‌ الله مرعشی، من‌ مکاسب‌ پیش‌ ایشان‌ خواندم، هم‌ کفایه‌ خواندم، هم‌ مکاسب... ایشان‌ بنایشان‌ این‌ بود برای‌ این‌که‌ خسته‌ نشوند، یک‌ قصه‌ای‌ گاهی‌ اوقات‌ یا خیلی‌ از اوقات‌ در میان‌ درس‌ برای‌ شاگردها می‌گفتند، و یکی‌ از قصه‌هایشان‌ این‌ بود که‌ می‌گفتند:


 پدر من‌ از علمای‌ نجف‌ بوده‌ یک‌ شاگرد سنی‌ داشت، این‌ بالاخره‌ می‌خواست‌ برود کردستان‌ و کرمانشاه، این‌ با پدر من‌ خداحافظی‌ کرده‌ علاقه‌ به‌ پدر من‌ داشت، رفت، پدر من‌ آمد ایران‌ و رفت‌ مشهد، و این‌ عالم‌ جلیل‌القدر گفته‌ بود در برگشت‌ قافله‌ ما غروب‌ رسید کرمانشاه، من‌ خیلی‌ وحشت‌ کردم‌ که‌ حالا چه‌ می‌شود، آن‌ وقت‌ وضع‌ کرمانشاه‌ وضع‌ کردستان‌ روی‌ قاعده‌ شیعه‌ و سنی‌گری‌ خیلی‌ بد بود، می‌گوید دیدم‌ ناگهان‌ اتفاقی‌ آن‌ شاگرد من‌ پیدا شد، خیلی‌ با من‌ گرم‌ گرفت‌ و بالاخره‌ با زور و رودربایستی‌ من‌ را برد خانه‌ خیلی‌ هم‌ خدمت‌ کرد به‌ من، بعد آخر شب‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا ما یک‌ جلسه‌ای‌ داریم‌ شما بیاید برویم‌ توی‌ این‌ جلسه، گفتم‌ می‌آیم، می‌گوید مرا بردند توی‌ آن‌ جلسه، مرحوم‌ آقا نجفی‌ گفتند، پدرم‌ می‌گفتند وقتی‌ نشستم‌ توی‌ جلسه، دیدم‌ این‌ سبیل‌ گُنده‌ها، سبیل‌ کشیده‌ها دارند می‌آیند، تعجب‌ کردم، چه‌ خبر است، یک‌ وقت‌ مَنقَلی‌ پر از آتش‌ که‌ آتش‌ زغالی‌ که‌ اَلُو  داشت، این‌را هم‌ آوردند، یک‌ مجمع‌ را هم‌ آوردند گذاشتند روی‌ این‌ آتش‌ها، روی‌ این‌ منقل‌ می‌گوید من‌ تعجب‌ کردم، ترس‌ هم‌ من‌را گرفته‌ بود که‌ این‌ها چه‌ کار می‌خواهند بکنند، یک‌وقت‌ دیدم‌ یک‌ جوانی‌ زیر غُل‌ و زنجیر، آقای‌ نجفی‌ می‌گفتند پدر من‌ گفتند چون‌ من‌ همدانی‌ها را می‌شناختم‌ این‌ قیافه، قیافه‌ همدانی‌ بود، بالاخره‌ آوردندش‌ زیر غُل‌ و زنجیر، یک‌ سفره‌ چرمی‌ هم‌ پَهْن‌ کردند، او را نشاندند روی‌ سفره‌ چرمی‌ و یک‌ کسی‌ با یک‌ ضربت‌ گردن‌ آن‌را زد، آن‌ مجمع‌ که‌ داغ‌ بود گذاشتند روی‌ گردن‌ این‌که‌ خون‌ بیرون‌ نیاید، غُل‌ و زنجیرها را هم‌ باز کردند این‌ هی‌ دست‌ و پا می‌زد این‌ها هم‌ قاه‌ قاه‌ می‌خندیدند، گفت‌ من‌ غش‌ کردم‌.


 بالاخره‌ قضیه‌ تمام‌ شد و من‌ در حال‌ غش‌ بودم، کم‌کم‌ مَرا به‌ هوش‌ آوردند اما آن‌ موقعی‌ که‌ نزدیک‌ بود به‌ هوش‌ بیایم‌ می‌دیدم‌ با هم‌ زمزمه‌ دارند، این‌ شیعه‌ است‌ این‌را هم‌ بیایید دومی‌اش‌ باشد، آن‌ طلبه‌ می‌گفت:‌ نه‌ بابا من‌ درس‌ پیش‌ ایشان‌ خواندم، این‌ از آن‌ سنی‌های‌ داغ‌ است‌ معلم‌ من‌ بوده، بالاخره‌ من‌ را نجات‌ داد، آمدیم‌ خانه، وقتی‌ من‌ حال‌ آمدم، این‌ طلبه‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا من‌ سنی‌ هستم، اما مُرید شما هستم، می‌دانید شما را خیلی‌ دوست‌ دارم، نمی‌خواستم‌ ناراحتتان‌ کنم، اما بُردم‌ آن‌جا یک‌ پیام‌ بدهید به‌ علمای‌ نجف‌ و پیام‌ این، که‌ شما عُمَرکُشون‌ کنید ما هم‌ این‌جور می‌کنیم،‌ ما رسم‌مان‌ است‌ یک‌ شیعه‌ را یک‌ جایی‌ پیدا می‌کنیم‌ زندانی‌اش‌ می‌کنیم‌ غُل‌ و زنجیر می‌کنیم‌ تا شب‌ چهارشنبه، شب‌ چهارشنبه‌ همه‌ ما جمع‌ می‌شویم‌ برای‌ رضایت‌ خدا، قربة الی‌ الله این‌را می‌آوریم‌ و این‌ بلا را به‌ سرش‌ می‌آوریم‌ که‌ تو دیدی.»


پس ما نیز اندکی مراقب گفتار و رفتار خود باشیم تا خدای نکرده شریک این جانیان در کشتار بندگان خدا نباشیم.


سخن پایانی


نکته آخر اینکه ما موظف به جذب و علاقه‌مند ساختن سایر مسلمین به مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام هستیم راهی که با خشرویی و مدارا حاصل ‌شده و با توهین و ناسزا گفتن به مخالفین و عقایدشان منافات دارد. آن گونه که هنگامی یکی از اصحاب امام صادق، علیه‌السلام، به ایشان عرض می‌کند: چگونه شایسته است برای ما که با قوم خود، و مردمانی که با ما آمیزش دارند و شیعه نیستند رفتار کنیم؟ امام، علیه‌السلام، فرمودند: به پیشوایان خود نگاه کنید و از آن‌ها پیروی کنید، آن گونه که آنان رفتار می‌کنند شما نیز همان‌طور رفتار کنید، به خدا سوگند آن‌ها به عیادت بیمارانشان می‌روند، و بر جنازه‌هایشان حاضر می‌شوند، و به سود و ضرر آن‌ها گواهی می‌دهند، و امانت‌های آنان را به آن‌ها بر می‌گردانند.


و در روایتی دیگر امام می‌فرمایند: ای زید! با مردم (یعنی عامه و اهل تسنن) با اخلاق خودشان معاشرت کنید، در مساجدشان نماز بخوانید، مریضانشان را عیادت کنید، در تشیع جنازه‌هایشان حاضر شوید و اگر توانستید امام جماعت یا مؤذن آن‌ها شوید این کار را بکنید؛ پس اگر شما چنین عمل کردید خواهند گفت: اینان پیروان جعفرند، خدا او را رحمت کند چه نیکو اصحابی تربیت کرده است و اگر این امور را ترک نمودید خواهند گفت: اینان پیروان جعفرند، خداوند جزای او را بدهد چه اصحابش را بد تربیت کرده است. (برای مطالعه سیره و روایات در مورد وحدت اسلامی نگاه شود به: کتاب پیشوایان شیعه پیشگامان وحدت،مهدی مسائلی، انتشارات سپیده باوران، مشهد 1389)


سه شنبه 11 بهمن 90 , ساعت 8:9 عصر

دانلود کتاب «قمه زنی سنت یا بدعت»


قَالَ مولانا امیرالمؤمنین، علی- علیه‌السلام: النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا؛ مردم دشمن آن چیزند که نمى‏دانند.


از زمانی که حقیر کتاب قمه زنی سنت یا بدعت را نگاشتم، افراد بسیاری در این وبلاگ نظر گذاشتند، که تعدادی از نظرات در مخالفت و تعدادی هم در موافقت با قمه زنی بود، اما آنچه در نظرات مخالفان قابل توجه بود- به غیر از توهین‌هایی که انجام می‌شد- عدم مطالعه‌ مطالب وبلاگ و یا کتاب حقیر بود. به صورتی که بعضی بدون توجه به استدلال ها و مطالب از پیش گفته شده، شبهاتی را مطرح می نمودند که جواب آن در مطالب وبلاگ آمده بود.


خاطرم هست در جایی شخصی را دیدم که اعتراضاتی نسبت به کتاب من داشت، از او پرسیدم: آیا کتاب مرا خوانده‌ای؟ گفت: نه، اما می دانم، اشتباه گفته‌‌ای!(البته تعبیر او چیز دیگری بود که توهین آمیز بود)


از همین رو در اینجا حقیر برای اولین بار فایل پی دی اف کتابم را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهم تا شاید نقدها و اعتراضاتی که صورت می‌گیرد کمی منطقی تر و از سر علم باشد.


-------------برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید.-------------------------------------------------


 


معرفی اجمالی کتاب «قمه زنی سنت یا بدعت»: دراین کتاب که با رویکرد تحریف زدائی از عزاداری امام حسین نوشته شده به نقد و بررسی ابعاد مختلف فقهی، اجتماعی و سیاسی بدعت قمه زنی پرداخته می‌شود و واقعیت هایی درباره این عمل خرافی روشن گردیده است. همچنین تصاویری دلخراش از قمه زنی، که مورد سوء استفاده سایت های بیگانه قرار گرفته، در پایان کتاب آمده است.


پنج شنبه 24 آذر 90 , ساعت 11:52 صبح

نسبت‌های دروغ به آیت الله سیستانی


دفتر آیت الله العظمی سیستانی در نجف اشرف مطالب نسبت داده شده به این مرجع دینی را در کتاب « لماذا التطبیر» تکذیب نموده و آن را دروغ و افترا خواند.


اخیرا کتابی توسط یکی از روحانیون بحرینی مروج قمه زنی نوشته شده است که در آن، مطالبی در راستای تأیید قمه زنی از قول زائرانی که به دیدن آیت سیستانی می روند به ایشان منتسب شده است. دفتر ایشان این مطالب را کذب و افترا دانست.


ترجمه و تصویر پاسخ دفتر آیت الله سیستانی که خطاب به نویسنده این کتاب است بدین شرح است:


حضور محترم شیخ عبدالعظیم مهتدی بحرانی


سلام علیکم و رحمه الله و برکاته


و بعد: چندی پیش بر نسخه ای از کتاب شما«لماذا التطبیر» اطلاع یافتیم و قصص مختلف و دروغهایی که در صفحه 56 و مابعد آن، به نقل از بعضی از زوار به آیت الله سیستانی نسبت داده شده بود توجه ما را به خود جلب کرد.


و از جمله آنها اینکه: آیت الله سیستانی به یکی از قمه زنان بحرینی گفته است: آفرین بر تو ای زننده کننده‌ی شعار حسینی و عمل صالح و رزق حلال طیب مبارک.


و از جمله آنها اینکه: آیت الله سیستانی در جواب کسی که از ایشان سؤال کرده چرا در مورد قمه زنی چیزی نمی‌نویسید؟ گفته است: حاجتی به نوشتن نیست هنگامی فرزند من سید محمد باقر و فرزندان سایر مراجع و خود بعضی از مجتهدین در نجف قمه می زنند شما تصاویر اینها را بگیرید و منتشر کنید همین کافی است.


و از جمله آنها اینکه: ایشان گفته اند: قمه زنی به نسبت بقیه‌ی عزاداری هایی که برای امام حسین علیه السلام انجام می شود مانند پوست برای تخم مرغ است پس هنگامی پوست تخم مرغ بشکند محتوای آن بیرون ریخته و از بین می رود.


و از جمله آنها اینکه: ایشان گفته است: قمه بزنید... و با انگشتانش بر گردنش زده و گفته است: این بر گردن من است [ یعنی حلال بودن آن بر گردن من است.]


باز لازم می‌دانیم تأکید نماییم که حضرت آیت الله سیستانی دام ظله هیچ کدام از این مطالب حکایت شده را بیان ننموده اند و شگفت و تعجب باقی است برخی چگونه برای رسیدن به اهداف معین خویش به آسانی به مرجعیت دروغ می بندند؟!! شکایت آن را به نزد خدا می بریم.



البته این اولین باری نیست مروجین قمه زنی برای اثبات و تأیید عمل خویش دست به تحریف و دروغ بستن به مراجع می‌کنند بلکه چند سال پیش نیز عده‌ای در اصفهان برای ترویج این عمل خرافی اقدام به ساخت فلیمی نمودند که در آن سعی شده بود با بهره از تمام حیله‌ها و ابزارهای فریب به ترسیم چهره‌ای شرعی! و مظلومانه! برای قمه‌زنی پرداخته شود. در این فیلم که به صورت بسیار انبوه و با بودجه‌های مشکوک در تمام کشور منتشر گردید از تحریف روایات گرفته تا تحریف کلام علماء استفاده شده شود. که با گذشت زمان بسیاری از دروغ‎های مطرح شده در آن آشکار گردیده و بر زشتی کار سازندگان این سی‎دی افزود. متأسفانه در یکی از همین تحریفات، نسبتی کاملا کذبی توسط یکی از سخنرانان به آیت الله العظمی بهجت(ره) داده شد که چندی بعد ایشان صریحاً آن را تکذیب نمودند. سخنران فوق مدعی شد که حدود سی سال قبل در روضه‌ای که در منزل آیت الله بهجت تشکیل شده بود از ایشان شنیده است که فرموده‌اند: در زمان آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی آن زعیم بزرگ به جهت سخنان یکی از روشنفکران پیرامون حرمت قمه‌زنی فتوا به وجوب قمه‌زنی!!! داده و فرمودند هر کس توانایی دارد باید امسال قمه ‌بزند. در آن سال حدود 700 مجتهد!!! به اطاعت از حکم سید، قمه زدند اما من (آیة الله بهجت) چون دیدم هم می‌ترسیدم و بنیه و هنر این کار را ندارم برای این که مخالفت با مرجعم سید ابوالحسن نکنم لباسی پوشیده و به میان قمه‌زنان رفتم و آن لباس من خونی شد و آن را نشُستم و وصیت کرده‌ام آن را با من دفن کنند!!! چون به امر مرجعم چنین کردم.


گفتنی است آیت الله العظمی بهجت ضمن دستخطی که اصل آن هم‌اکنون موجود است ضمن تکذیب این ادعا فرمودند: آنچه من گفته‎ام آن است که مرجع بزرگوار آیة الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی با قمه‌زنی مخالف بوده‌اند و تا پایان حیات خود نیز بر این رأی و نظر باقی بودند. و چنین لباسی نیز هم‌اکنون نزد من وجود ندارد.



دست خط آیة الله بهجت


همچین فیلمی نیز ایشان موجود که ایشان در آن نیز صریحا نسبت فوق را تکذیب می کنند: http://media.farsnews.com/Media/8610/Video/861027/861027V0288185.wmv


 


جالب اینجاست که این تهمت بزرگ در حالی به آیة الله اصفهانی زده شد که همان گونه که آیت الله بهجت نیز فرمودند ایشان یکی از مخالفان سرسخت قمه‌زنی بوده‌اند. در اینجا با بهره از کتاب «قمه‌زنی سنت یا بدعت؟» گزارشی از جزئیات فتوای ایشان را ارائه خواهیم نمود:


(قضیه از آنجا آغاز شد که) مرحوم آیة الله العظمی سیدمحسن امین در کتاب خویش به نام «التنزیه لاعمال الشیبه» با استدلال و برهان ثابت می‌کند قمه‌زنی و برخی دیگر از خرافات رایج در عزاداری امام حسین علیه السلام نه تنها ثوابی ندارد بلکه از نظر شرع مقدس حرام و از کار‌های شیطان است. در پی انتشار این اثر، که با هدف پاکسازی گردهمایی‌های‌ مذهبی از بدعت‌ها و گمراهی‌ها انجام شد، مردم ناآگاه چنان در برابرش موضع گرفتند، که برخی از دوستانش خطر «انقلاب عوام» را به وی گوشزد کردند. تبلیغات فراگیر درباره دانشمند مصلح دمشق چنان مؤثر افتاد که حتی گروهی از گویندگان مذهبی در مسجدها به بیان گمراهی‌هایش پرداختند و برخی از مردم با گرو نهادن خانه خود و به دست آوردن اندکی پول، در جهاد نامقدس ضد سیدمحسن شرکت جستند.



ولی از آنجا که حق با سید بود، بالاخره پیروز و سربلند شد. تا آنجا که پس از اندک زمانی، آیة الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی (که در آن زمان مقام ریاست تامه و مرجعیت عامه را داشتند) به طرفداری از امین عاملی و کتاب بیداری بخش او فتوا صادر کرد و با صراحت گفت:



«انّ استعمال السّیوف و السلاسل و الطبول و الابواق و ما یجری الیوم أمثاله فی مواکب العزاء بیوم عاشورا انّما هو مُحرم و هو غیر شرعی؛ به کار بردن شمشیرها(قمه‌زنی) و زنجیرها و طبل‌ها و بوق‌ها و کارهایى مانند این امور که امروزه در دسته‌هاى عزادارى و در روز عاشورا معمول است همه حرام و غیر شرعى است.»


منبع:رک: استاد حسن شبر، تاریخ العراق السیاسی المعاصر، ج2، ص340/ دایرة المعارف تشیع، ج2، ص531/ و جعفرالخلیلی، هکذا عرفتهم، ج3، ص 207/ سیدمحسن امین، اعیان الشیعه، ج10، ص378/ همچنین سخنان سید ابوالحسن اصفهانی بر ضد قمه‌زنی در یک رساله فارسی به نام انیس المقلدین در نجف در سال 1345ق/1926م چاپ شده است. (آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج2، ص466 و هکذا عرفتهم، ج3، ص229)


 


جالب اینجاست که با وجود همین توضیحات حجت الاسلام و المسلمین فاطمی نیا در سخنان خود در شبهای تاسوعا و عاشورا چند سال پیش می گفت: من بعدا خدمت آیت ا... بهجت رفتم و موضوع را از ایشان پرسیدم. ایشان گفتند، سید ابوالحسن می خواست جلوی قمه زنی را بگیرد، ولی نتوانست. اما وقتی پیش فردی که در سی دی سخن گفته بود، رفتم، گفت : پس آقای بهجت دروغگو است و باید نمازهایی که پشت سر ایشان خوانده ایم، اعاده کنیم!


چهارشنبه 23 آذر 90 , ساعت 9:27 عصر

تکذیب شایعه قمه زنی آیت الله سیستانی


در پی شدت گرفتن شایعات در جهت تخریب مرجع تقلید شیعیان دفتر حضرت آیت الله سیستانی، عکس منتشر شده قمه زنی را متعلق به این مرجع تقلید ندانست.

به گزارش خبرگزاری رسا، در حالی که خبر وصیت نامه حضرت آیت الله سید علی سیستانی از سوی دفتر این مرجع تقلید تکذیب شد، روز گذشته نیز خبر قمه زنی مرجع اعلای شیعیان عراق از سوی دفتر وی تکذیب شد.

این دفتر ضمن انتقاد شدید از انتشار برخی خبرهای بی پایه و اساس منتسب به آیت الله سیستانی، شایعه پراکنان را به تقوای الهی و دوری از نشر اکاذیب دعوت کرد.

دفتر آیت الله سیستانی در پاسخ به سوال یکی از مقلدان این مرجع تقلید درباره انتشار عکس قمه زنی آیت الله سیستانی اظهار داشت: شخصی که در این عکس به قمه زنی می پردازد حضرت آیت الله سیستانی نیست و بسیار تاسف آور است که برخی از جریان ها از هیچ دروغی برای رسیدن به اهداف خود دریغ نمی کنند.

گفتنی است برخی از سایت ها با انتشار عکسی مدعی شده اند که حضرت آیت الله سیستانی با هدف ابراز همدردی با حضرت زهرا (س) اقدام به قمه زنی کرده است.

روز گذشته نیز خبر وصیت نامه این مرجع تقلید که خواسته بود همانند مادرش حضرت زهرا (س) دفن شده و بر لزوم عدم حضور رئیس جمهور، اعضای دولت و دوربین های فیلمبرداری پشت پیکرش تاکید کرده بود، تکذیب شد.

در روزهای گذشته هجمه های شدیدی علیه مرجع عالیقدر شیعیان عراق انجام گرفته و به نظر می رسد که دشمنان می خواهند چنین جلوه دهند که مرجعیت تقلید مخالف نظام کنونی در عراق که اکثریت آن را شیعیان تشکیل می دهند، است و جایگاه آیت الله سیستانی که مورد احترام همه ملت عراق است را مخدوش سازند. در این میان بر رسانه ها و مطبوعات است تا با بصیرت و تیزبینی در این دام دشمنان وحدت امت اسلامی گرفتار نشوند.


تصویری که به دروغ به آیت الله سیستانی منسوب شده است را در زیر ببینید:



مکتب المرجع السیستانی ینفی ما نشر من صور لسماحته وهو یمارس التطبیر

نفى مکتب سماحة المرجع الدینی الاعلى آیة الله العظمى السید علی الحسینی السیستانی فی النجف الاشرف نفى ما نشر خلال الایام الماضیة من صور مفبرکة لسماحته وهو یمارس التطبیر مواساة للسیدة فاطمة الزهراء علیها السلام معربا عن اسفه لنشر هذه مثل هذه الصور من قبل جهات لاتتورع عن الکذب للترویج عن مقاصدها "



دوشنبه 14 آذر 90 , ساعت 8:0 عصر


عزاداری برای چه چیز!؟


هر سال که محرم طلوع می‌کند، امام حسین، علیه‌السلام، با آن افکار والا و فریادهای شورانگیزش ظهور می‌کند و ندا در می‌دهد: «الا تَروَنَ اَنَّ الحَقَّ لا یُعمَلُ بِهِ وَ اَنَّ الباطِلَ لا یُتَناهی عَنهُ؟ لِیَرغَبِ المؤمِنُ فی لِقاءِ اللهِ مُحِّقاً» آگاه باشید، ای مردم نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل جلوگیری نمی‌گردد و نتیجه آن این است که مؤمن به شهادت در راه حق تشویق شود و با تمام وجودش به امام حسین، علیه‌السلام، اقتدا کند: «لا اَریَ المُوتَ اِلّا سَعادَةً وَ الحَیوةَ مَعَ الظّالِمینَ اِلّا بَرَماً؛ زندگی [در چنین وضعی] با ستمکاران برای من ننگ‌آور است، مرگ در نظر من جز سعادت چیزی نیست.»


عزاداران بر بلندای محافلشان این شعار را نوشته‌اند: «الموتُ خیرٌ مِن رکوبِ‌العَار؛ مرگ از زندگی ذلت بار بهتر است.»


آنچه در مراسم عزاداری بازخوانی می‌شود، شعارهای زندگانی است. امّا زندگانی همراه با عزت. سوگواری تداوم راه و اهداف عاشورا است. عاشورا تجلی احساس جهاد و شهادت و فداکاری در راه حق و امر به معروف و نهی از منکر است، می‌خواهیم با عزاداری این احساس را در خود زنده نگه‌داریم. عزاداری لبیک به امام حسین، علیه‌السلام، است و این سفارش قرآن کریم است که «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ»[1]؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید دعوت خدا و پیغمبر را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد». عاشورا زنده نگه داشتن روحیه فداکاری در اجتماع است. شعار عاشورا، شعار احیای اسلام است گویا ندای امام حسین، علیه‌السلام، بلند است‌: چرا بیت‌المال مسلمانان‌حیف و میل می‌شود، چرا حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام می‌کنند، چرا در برابر توهین کنندگان به مقدسات سکوت می‌کنید، چرا فقر و تبعیض در جامعه اسلامی رو به افزایش است، عاشورا و عزاداری از یک سو زنده نگه داشتن روحیه امر به معروف و نهی از منکر و از سوی دیگر پاسخ به این چراهاست؛ و به فرموده امام خمینی، قدس‌سره:


«روضه سیدالشهدا برای حفظ مکتب سیدالشهداست. آن کسانی که می‌گویند روضه سیدالشهدا را نخوانید، اصلاً نمی‌فهمند مکتب سیدالشهدا چه بوده و نمی‌دانند یعنی چه. این گریه‌ها و این روضه‌ها این مکتب را حفظ کرده است‌... اینها خیال می‌کنند حالا ما باید (به جای روضه) حرف روز بزنیم. حرف سیدالشهدا همیشه حرف روز است، اصلاً حرف روز را سیدالشهدا آورده، دست ما داده‌... این مجالس و عزاداری اباعبدالله الحسین یک میتینگ و فریادی است برای احیای مکتب سیدالشهدا...»[2]


 


 


سوگمندانه باید گفت


سوگمندانه باید گفت ما هدف خویش را از عزاداری فراموش، بلکه گم کرده‌ایم. عزاداری می‌کنیم چون بخیالمان آخر خط همین‌جاست و فقط و فقط باید عزاداری کنیم. همه‌ی سعی و تلاشمان رشد سطحی و ظاهری عزاداری شده است به گونه‌ای که تنوع در عزاداری هر روز برای ما مهم‌تر می‌شود. برای‌مان مهم نیست با چه وسیله‌ای عزاداری می‌کنیم و یا عزاداریِ ما چه تأثیراتی بر دیگران دارد زیرا هدفْ فقط و فقط همان عزاداری است.


قبلاً به سینه میزدیم، حالا به پا میزنیم، قبلاً با لباس سینه میزدیم، حالا لخت میشویم، قبلاً با دست سینه میزدیم حالا تیغزنی و قمهزنی می‌کنیم، در آتش راه می‌رویم و بر روی خار می‌دویم!


فکر می‌کنیم عزاداری هرچه خشن‌تر و فجیع‌تر باشد ثوابش بیشتر است و با این نگاه قمه زنی را از گریه کردن برای امام حسین، علیه‌السلام، مهم‌تر و بهتر می‌دانیم. خلاصه به قول معروف عزاداری امام حسین، علیه‌السلام، را کیلویی و وَجَبی می‌سنجیم.


گویاتر این که خیلی از ما عزاداران این گونه باور داریم که هرچه محکم‌تر بر سینه بزنیم ثواب بیشتری از سینه‌زنی خواهیم داشت و یا این که هنگامی توانسته‌ایم یک عزاداری کامل انجام دهیم که یک سینه‌زنیِ نمایشی آن هم با آهنگ و نظم خاصی داشته باشیم.


اما راست این‌که عزاداری یک عبادت است و همان گونه که دو رکعت نماز با تدّبر و اندیشه بهتر از یک شب نماز بدون حضور قلب[3]‏، یک قطره اشک همراه با معرفت و اخلاص نیز بهتر از ساعت‌ها عزاداری بی هدف و همراه با ریا است.


 اما چه باید گفت هنگامی که بعضی فکر می‌کنند که هر کاری و عملی هدفی دارد به جز عزاداری که هدف خاصی ندارد؛ نماز هم هدف دارد اما عزاداری هدف ندارد!


 







[1]. انفال: 24




[2]. صحیفه امام، ج‏8، ص526




[3]. طبرسی، مکارم الأخلاق، ص 465.




دوشنبه 14 آذر 90 , ساعت 11:23 صبح


سخنان علامه مرحوم سلطان الواعظین شیرازی در کتاب« شب‌های پیشاور» پیرامون قمه‌زنی


 



متأسفانه بعضی طرفداران قمه زنی تا هنگامی از علما سخن می‌گویند که ایشان طبق نظر آنها سخن بگویند اما هنگامی که عالمی مخالف آنها سخن بگوید اگر به او تهمت وهابی گری و... نزنند، لااقل سخنانش را به هیچ هم حساب نمی‌کنند. به طور مثال همین سخنان عالم بزرگوار مرحوم سلطان الواعظین شیرازی، که هرچند این طیف قمه زن در جاهای دیگر  از او بسیار دَم می زنند اما با این حال بعضی سخنان این عالم حق گو نیز هست که برایشان ارزشی ندارد. مرحوم سلطان الواعظین شیرازی در کتاب« شب‌های پیشاور» پیرامون قمه‌زنی می‌فرماید:



بر طبق نظر عقلا و همچنین از لحاظ منطقی، در مورد عقاید هر قوم و ملتی باید از روی اسناد و کتب علمای آنها بحث نمود. اگر شما یک کتاب از کتب علما و فقها و مراجع تقلید شیعیان نشان دادید که به سیخ زدن و قفل و قمه و قداره زدن و حجله ی قاسم ساختن و . . . دستور داده باشند و ازائمه هدی و پیشوایان دین و مذهب در این موضوعات، خبری نقل نموده من تسلیم میشوم.


و حال آنکه در دستورات شرعی و رساله های مراجع تقلید برای حفظ تن و بدن موازینی معین گردیده [است]. کتب فقهی و رساله های علما و فقهای شیعه ی در دسترس عموم می‌باشد (از قبیل شرح لمعه و شرایع و رساله‌های علمیه مانند جامع عباسی و مجمع‌الرسائل و عروة الوثقی مرحوم آیت الله یزدی و وسیلة‌النجات مرحوم آیت الله اصفهانی و ترجمه‌های آنها قدس الله اسرارهم)را مطالعه کنید و ببینید در مذهب شیعه برای حفظ تن و بدن چه احکامی مقرر آمده و صریحا می‌رسانند که واجب‌تر از هر واجبی، حفظ تن و بدن آدمی است و هر عملی که موجب ضرر تن و بدن گردد، حرام می‌شود.


حتی در اعمال واجبه مانند وضو وغسل و روزه و حج و غیرآنها که ابواب مفصلی در فقه جعفری دارد گاهی ساقط می‌گردد.


مثلا در وضو و اغسال واجبه و مستحبه که مقدمه طهارت است اگر مسلمان بداند در عمل کردن آنها ضرر به عضوی از اعضاء بدن می‌رساند و لو احتمال درد استخوان و غیره بدهد که باعث خوف شود با شرایط وارده ساقط می‌گردد.


یکی از موارد جواز تیمم، خوف ضرر استعمال آب است، به سبب مرض یا درد چشم یا ورم اعضاء یا جراحت و امثال آنها که بترسد از استعمال آب، یا متألم شود.


فقه جعفری اجازه نمی‌دهد عمدا بدون جهت شرعی، حتی سوزنی به تن و بدن فرو کنند یا ناخن را عمدا طوری بگیرند که خون ظاهر شود. حتی اجازه نمی‌دهد در مصائب وارده مو بکنند یا صورت بخراشند ویا خود را طوری بزنند که بدن را کبود نمایند و اگر هر یک از این اعمال را بنماید، گناه کرده و باید استغفار نموده و کفاره بدهند... حال بیایند و عکس بیاندازند که مرد عامی (خرافی و بر خلاف دستور شرع و مذهب حقه جعفری) تمام بدنش را سیخ و میخ و قمه و قداره و کارد و قفل زده و یا مردانی لباس زنان پوشیده در حجله وغیره شبیه درآورده و بگوید که اینها دستور مذهب شیعه است. اعمال مردمان عامی، خرافی و جاهل را به حساب مذهب جعفری آوردن و از دلائل بطلان مذهب قرار دادن، که مردمان بی خبر گمان کنند واقعا امامان شیعه امر به چنین اعمال زشتی نموده اند، جنایت بزرگ است.بسیاری از اعمال زشت و خرافی در مردمان عامی بر طبق قوانین قومی جاری است که مبنای اساسی ندارد، نمی‌توان آن اعمال را دلیل بر خرابی و فساد اصل مذهب قرار داد.


 


 شب‌های پیشاور، ص58-59


 


شنبه 12 آذر 90 , ساعت 11:23 عصر

 


ملاآقا دربندی و ترویج قمه زنی


عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانى من، ج‏1، ص277 درباره‌ی ملا آقاى دربندى می‌نویسد:


این آخوند ترک با وجود مقام ملائى و حتى اجتهاد، از راه سادگى و اخلاص به اهل بیت پیغمبر راجع بوقعه طف عقائد عجیب و غریب داشته که در کتاب خود هم نوشته و گذشته از نقل اخبار ضعیف، رؤیاها را هم مانند اخبار در کتاب روضه خود آورده و نتیجة آنها را هم جزو مطالب واقع قلمداد کرده است. این آخوند ساده‏لوح معتقد بوده که روز عاشورا هفتاد و دو ساعت امتداد داشته است و این عقیده را از این راه پیدا کرده است که بوقعه طف چیزهاى خیالى افزوده بوده و با آن مقدمات، ناگزیر روز عاشورا باید هفتاد و دو ساعت درازى پیدا بکند. در صورتی که قبل از این تاریخ هیچ‌یک از روضه‏نویسها از این قماش عقاید اظهار نکرده بودند.


یکروز نزد معتمد الدوله فرهاد میرزا رفته اظهار عقیده کرده بود که امامزاده قاسم که مقبره او در بالاى تجریش واقع است، مدفن سر قاسم بن حسن شهید روز عاشوراست که از کوفه آورده اینجا دفن کرده‏اند. معتمد الدوله شاهزاده بااطلاع دقیق البته زیر بار این حرف نرفته، از او مستند ایندعوى را خواسته است. آخوند سندى براى این گفته نداشته ولى قرآنى از بغل خود بیرون آورده گفته است «باین قرآن قسم که این قبر مدفن سر قاسم بن حسن، شهید وقعه طف است.»


این آخوند بیچاره از راه اخلاص بخانواده رسالت و ثواب رساندن بمردم، کار روضه و روضه‏خوانى را از خرک درکرده و بعنوان «تسامح در ادله سنن» تا توانسته است اخبار ضعیف و عقاید سخیف وارد روضه‏خوانى نموده است. تیغ زدن روز عاشورا از کارهائى است که این آخوند در عزادارى وارد یا لامحاله آنرا عمومى کرده و فعل حرام را موجب ثواب پنداشته است و ترکهاى عوام هم این عزاداری را پذیرفته‏اند و این خلاف شرع بیّن جزو عزادارى و کار ثواب وانمود شده است. چنانکه ذکر شاخسین واخسین» (شاه حسین! وا حسین!) و حیدر! صفدر! که قبل از تیغ‏زنى معمولا میگفتند، ذکر ترکى و همیشه ترکهاى معتقد بوده‏اند که باین عزادارى میپرداخته‏اند و اهالى عراق اگر هم در این عزادارى شرکتى میکرده‏اند، خیلى از حیث نفرات بى‏اهمیت بوده‏اند. در دوره اعلیحضرت شاه سابق هم که حقا نظمیه شهرها از اینکار جلوگیرى میکرد، مردم همه‏جا این‏کار خلاف شرع را ترک کردند. فقط ترکها بودند که براى اقامه این عزادارى بدهات دوردست رفته و خود را باین ثواب (؟) میرساندند و فعلا در آذربایجان و جاهاى دیگر، لامحاله در شهرها این عزادارى متروک شده است.


پنج شنبه 10 آذر 90 , ساعت 8:5 عصر

حکایت قمه زدن محمد علیشاه


ناظم الاسلام کرمانى‏ در کتاب تاریخ بیدارى ایرانیان، ج‏1، ص: 201 درباره‌ی اخلاق و سیرت محمد علی شاه می‌نویسد:


...اظهار تدین میکرد اما مقید بدینش نبود، خود را مسلمان می‌دانست بمسجد و معبد توپ بست، معتقد بقرآن بود لکن قرآن را سوزاند، نسبت بسادات اظهار اخلاص میکرد لکن سید را میکشت چنانچه مرحوم سید جمال الدین اصفهانى را حکم قتل داد و بى‏احترامى بآقاى بهبهانى و آقاى طباطبائى کرد، نسبت بحضرت سید الشهداء امام حسین ارواحنا فداه اظهار ارادت و عقیدت میکرد چنانچه در روز عاشوراء قمه و قداره بسر میزد و خون سرش را بروى صورتش میمالید و در شب عاشوراء هزار و یک عدد شمع در اطاقش روشن میکرد و شمع چهل منبر را روشن میکرد اما احترام ماه محرم را منظور نداشت و در ایام عاشورا بود که تلگراف حمله بتبریز را مخابره کرد و حکم داد که اهل تبریز را در حالتیکه مشغول عزادارى بودند قتل و غارت نمایند. در روز عاشورا آنقدر خون از سر خود جارى میکرد که بحالت غشوه میافتاد اما در شب چندان مسکرات و الکلیات مى‏آشامید که مست و لا یشعر میشد باطفال امرد میل داشت چنانکه بزنان خوشکل مایل بود... 


 


یکشنبه 6 آذر 90 , ساعت 9:13 عصر


خیانت به عاشورا


هر مذهب و اندیشه‌ای برای نشان دادن عمق ارزش‌ها و باورهای خویش نیاز به نمادها و شعارهایی دارد که تجلی بخشِ مهم‌ترین ارکان آن تفکر و مذهب باشد. 


از آن‌جا که حادثه عاشورا نیز یکی از رویدادهای مهم تاریخ تشیع می‌باشد که جهت گیری این مذهب در آن به خوبی ترسیم گشته است، عزاداری‌هایِ ما نیز باید به گونه‌ای انجام شود که تجلی دهنده‌ی این بخش مهم از اندیشه تشیع باشد و همه‌ی مردم جهان، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، در برخورد با عزاداری به محتوای بلند حادثه عاشورا و خواسته‌های عمیق امام حسین، علیه‌السلام، پی ببرند.


حال سؤال این‌جاست که اعمالی همچون قمه زنی، تیغ زنی و... تا اندازه قادرند به نشرِ اندیشه‌های تشیع و امام حسین، علیه‌السلام، کمک کنند؟ آیا جز آن نیست که چهره‌ای زشت و وحشیانه و خرافی از اسلام و تشیع ارائه کرده و می‌کنند! اینجاست که معارف ناب و زلال اسلامی را به قربانگاه جهل و خرافه می‌بریم و بجای آن‌که در صدد تحقق شعاری باشیم که بتواند حقیقت دل‌نشین اسلام را برای بشریت جلوه‌گر سازد به اموری می‌پردازیم که نه تنها نخواهد توانست شعاری از آن تعالیم الهی باشد بلکه موجب تنفر و بیزاری جهانیان از دین اسلام و به ویژه تشیع می‌گردد. به قول دیده‌بان بزرگ انقلاب:


«اینجانب مى‏بینم که چگونه اخلاص و محبت مردم به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین، علیه‌السلام، مورد جفا و قضاوت‌هاى جهانى واقع مى‏شود؛ چگونه درک روشن بینانه‌ی آنان در اعتقاد به مقام والاى اهل‌بیت، علیهم‌السلام، به خاطر بعضى اعمال جاهلانه حمل بر امورى مى‏شود که از ساحت شیعه و ائمه‌ی بزرگوارشان بسى دور است؛ مى‏بینم که چگونه عزادارى بر جگر گوشه‏گان زهراى اطهر، علیهم‌السلام، مورد تبلیغ سوء دشمنان متعصب و تبلیغات‏چى‏هاى شیطان استعمار قرار مى‏گیرد؛ مى‏بینم که بعض اعمالى که هیچ ریشه دینى هم ندارد بهانه به دست دشمن مغرض مى‏دهد که بدان وسیله، هم اسلام و تشیع را ـ العیاذ بالله ـ به عنوان آیین خرافه معرفى کنند و هم بغض و عداوت خود را نسبت به نظام مقدّس جمهورى اسلامى در تبلیغات خود آشکار سازند. شیعه محب و مخلصى که در روز عاشورا با قمه سر و روى خود و حتى کودکان خردسال خود را خونین مى‏کند، آیا راضى است که با این عمل خود در روزگارى که هزاران چشم عیب‏جو و هزاران زبان بدگو در پى بد معرفى کردن اسلام و تشیع است عمل او را مستمسک دشمنى خود قرار بدهد؟ آیا راضى است که با تظاهر به این عمل، خون ده‌ها هزار جوان بسیجى صفت عاشق را که براى آبرو دادن به اسلام و تشیع و نظام جمهورى اسلامى بر زمین ریخته شده است ضایع سازد؟ »


واقعیت آن است که هم‌اکنون این اعمال برای بسیاری از شیعیان نیز توجیهی ندارد چه برسد به دیگران.





لیست کل یادداشت های این وبلاگ